نی نی پارتی خونه درسا خانمینا 30/3/92
شازده کوچولوی مامان همیشه به گردش و نی نی پارتی به امید خدا ...... از 2ماهگیت تا الان با این دوستهای مهربون و نازنین می ریم مهمونی و نی نی پارتی (البته من با مامانهای دوستهای جنبعالی وقتی شما تو دلم بودی دوست شدم ) وای خیلی شماهارو دیدن کنار هم لذت بخشه همتون نازید و خوشگل . تو مهمونی با مامان ها صحبت می کردیم در مورد 10 - 15 سال دیگه واییییی همتون نوجوون و عاقل واییییییی چه دوستهای خوبی می شین برای همدیگه انشالا خدا حفظتون کنه ...... توی این جمع دوستا همه عاشقت هستن و کلی دوستت دارن منم نی نی گلیا رو خیلی دوست دارم (خلاصه ما مخترعین نی نی پارتی به همراه شما آقا شازده ها و پرنسس خانمها می خوایم تا ابد این...
نویسنده :
مامانه بردیا
3:35
آتلیه همراه با دخترخاله هات
بالاخره عکسهای آتلیه آخریت هم آماده شد خیلی خیلی دوستشون دارم مثه همیشه زیبا و حرفه ای البته وجود تو شازده پسرم به این عکسها زیبایی داده ...
نویسنده :
مامانه بردیا
16:45
پایان 21 ماهگی رئیس جمهور خونه ما
بردیا ی عسلم امروز ماهگیت هم تموم شد و 1 ماه بزرگتر شدی اینقدر شیطون و بلا شدی که نگو بیرون که می ریم همش دوست داری خودت بدون کمک من راه بری و من دستت رو نگیرم آخه تو مرد کوشولوی منی و میریم تو مغازه شمار خریدهای خودتو می کنی اول از همه آب گی (یعنی آبمیوه) بهد هر چیزی که روش باب اسفنجی یا توپ باشه بر می داری و پاستیل هههههه ...
نویسنده :
مامانه بردیا
16:39
دوباره آرایشگاه
امروز 26 خرداد 1392 رفتیم با همدیگه آرایشگاه مردونه دمه خونمون کلی برات خوراکی بردم که باهاشون حواستو پرت کنم تا آرایشگر موهاتو کوتاه کنه. آرایشگر خیلی مهربون بود و خودش هم کلی سرگرمت کرد با یه آبپاش البته همه جارو خیس کردی کلی موهات و خوشگل کوتاه کرد اینقدر ازت خوشش اومده بود هر چی من می گفتم خوبه مرسی کافیه می گفت نه یه کم دیگه خوشگلتر هم می شه آخر سر هم یه سشوار خوشگل برات کشید و برات ژل زد نمی دونی چه جیگری شدی با خودم گفتم هزارتا دختر و می کشی تا خونه برسیم ههههه عشقم عاشقتم . دیروز 25 خرداد هم دورهمیمون بود با فامیلهای بابایی تو پارک بهشت مادران من و تو مامان طاطا میزبان بودیم و کلی خوراکی بردیم پارک 26 نفر بودیم کلی خوش گذشت و ...
نویسنده :
مامانه بردیا
18:13
نصیحت و درد دل مادرانه
پسر عزیزم بردیا ..... می دونم روزی که داری این دل نوشته هارو می خونی اینقدر بزرگ شدی که کاملا درک می کنی که دارم چی می گم این حرفها برای موقعیه که اونقدر بزرگ شدی و عشق زندگیت رو پبدا کردی و پیش من و بابا نیما می گی : مامان و بابای عزیزم این دختر رو دوست دارم... حالا حرفها چی هستن گل پسرم : باید بدونی زن یعنی چی زن با کوچکترین حرف بدی می شکنه و با کوچکترین نوازشی جون می گیره زن تمام خوبی هاست باید خوب درکش کنی و بهش عشق بورزی اونقدر که هیچ چی نتونه بینتون جدائی بندازه حتی برای یک لحظه ...... خداوند چنان مهربونی تو وجود یک زن قرار داده که می تونه چنان سیرابت کنه و چنان قدرتی بهت بده که ب...
نویسنده :
مامانه بردیا
16:45
عمو علی و خاله مونا
پسر خوشگلم عمو علی دوست و همکار باباییه تو تیراژه تعمیرکار موبایله و تو کارش خیلی حرفه ایه .. خاله مونا هم خانومشه که خیلی مهربونه و تو رو دوست داره 3شنبه خونشون شام دعوت بودیم و شما هم کلی غذا خوردی و البته دست پخت خاله مونا خیلی خوبه و کلی هم خوش گذشت اینم بگم منم خیلی دوستشون دارم ...
نویسنده :
مامانه بردیا
17:38
بردیا خیلی باهوش و زرنگی
بردیا پسر خوشگلم ماشالا .... چشم بد کور .... بزنم به تخته .... خیــــــــــــلی زرنگ و باهــــــــــــوشی و من و بابایی بهت افتخار می کنیم کافیه هر کاری رو یکبار ببینی زود یاد می گیری و یادت می مونه و بعد از چند وقت تکرارش می کنی و اینم بگم خیلی هم شیطون بلایی و کارهای خطرناک می کنی خب البته تعجب هم نداره بچه های باهوش شیطون هم هستند.... اینم یه عکس از شیطونی هات : (خودت رفتی بالای تخت و داری چراغ خواب اتاقت رو هی کم و زیاد می کنی) وای هر چیزی که می چرخه تا می بینی می گی چخخخ چــــــــــــخ چــــــــخ یعنی چرخ مثل ماشین ، ماشین لباسشویی ، موتور ، در قابلمه ، ..... ...
نویسنده :
مامانه بردیا
17:28
تولد دوست مامان
عسل مامان جمعه هفته پیش من و بابایی و دائی علی و شما دعوت بودیم تولد دوست مامان خاله مهدیه که یه نی نی خوشگل به نام ستایش هم دارند تولد توی یه باغ بود تو میگون فشم کلی خوش گذشت و البته شب یه خورده سرد شد و ولی شما همچنان شیطونی می کردی و اصلا سردت نبود اونجا من و بابایی با چند نفر آشنا شدیم که شما رو خیلی دوست داشتن و همش بغل اونا بودی و دوست شده بودی باهاشون من بابایی هم یه کم از فرصت استفاده کردیم و چیش هم بودیم و خوش می گذروندیم اینم چندتا عکس از اون شب ............. ...
نویسنده :
مامانه بردیا
17:17
پایان 20 ماهگی شازده کوچولوی من
عشقم ماهگیت هم تموم شد و آقاتر شدی قربونت برم من تو خیلی عسلیییییییییییییییییییییییییییی همش می گی بریم آب بازی خیلی خوشگل می گی آب بازی ..... قربون اون بای غنچه ت برم من با اون دهن کوچولو تند تند می گی آب بازی..... شیکست . عمه . آب . به به . د د . آب بازی . اینجاست . بیا . بابا . مامان . حاجی . ماما جان اینا کلمه هایی که درست تلفظ می کنی (البته خیلی چیزا می گیا ولی یه ذره با اشتباه) یه کار بد و خطرناک و کاملا پسملونه ای که شما تازگیها انجام می دی ... وقتی می بینم صدات نمیاد میام تو اتاقت و بله می بینم تو تختت نشستی یعنی خودت از تخت می ری بالا (ای وای من) دیروز هم با تینا جون رفتیم تیژاره پیش بابایی و طبق معمول سرز...
نویسنده :
مامانه بردیا
17:34









