بردیابردیا، تا این لحظه: 15 سال و 29 روز سن داره

برای پسرم بردیا

آخرین روز هشت ماهگی

1390/6/12 12:25
نویسنده : مامانه بردیا
235 بازدید
اشتراک گذاری

امروز یعنی 24/5/90 آخرین روز از هشت ماهگی من بود به امید خدا خطر ریه به کلی دیگه از بین رفت و ریه تو پسرم کامل شده و اگر هر لحظه تشریف بیاری توی این دنیا شما صحیح و سالم به زندگیت ادامه می دی .... بردیا جونم ساک بیمارستانم رو بستم که دو دست لباس و شیشه شیر و شیر دوش پوشک پتو برای تو و یه مقدار لباس و خرت و پرت برای خودم دیگه باید از اول ماه 9 آماده ورود تو باشیم آخه توی اینترنت خوندم که فقط 5٪ از همه بچه ها سر موعد به دنیا میان بعضی ها زودتر و بعضی ها هم دیرتر. چند روز پیش با بابایی رفتیم برای شما چند تا کتاب داستان و شعر خریدیم امرو داشتم اونارو برات می خوندم با صدای بلند انگار که می فهمیدی چون بعد از کلی تکون خوردن وقتی کتاب هارو برات خوندم ساکت شدی فکر کنم خوابت برد عزیزه دلم . من تقریباً 10 روزی می شه که دیگه سر کار نمی رم و واقعاً خیلی بهتره برای تو الانم که ماه رمضون و کلی شبها سریال نشون می ده مثه 5کیلومتر تا بهشت . سه دونگ سه دونگ که همش سرم گرمه از صبح که بیدار می شم پای تلویزیونم البته مامان مینو خیلی میاد پیشم تقریباً هر روز ولی خب کلاً حوصلم سر نمی ره. با مامان مینو یه مقدار غذا آماده کردیم توی فریزر برای روزهای سخت آینده چون وقت هیچ کاری ندارم می دونم. و لباسهایی رو که می خوای بپوشی رو شستیم که از هر آلودگی در امان باشی پسرم دیروز هم خونه خاله مهنازت بودم برام غذای شیرازی درست کرده بود (ویارونه) اینقدر خوردم که داشتم می ترکیدم . کلی برات این دفعه حرف زدم دوستت دارم کمتر از 35 روز مونده تا دیدن تو قربونت برمماچبغلقلب.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)