کارهای جدید
دیروز 20 تیر خونه خاله مهتاب مهمونی بودیم برای دایی مسعود سوپرایز کرده بود نولدش و و همه بودیم و خیلی خیلی خوش گذشت مخصوصا به شما با دختر خاله هات شب وقتی داشتیم می اومدیم خونه تا مانتو و روسری دیدیم تنم داد و بیداد گردی که نه نه نه نــــــــــــــــــــه باژی باژی نـــــــــــــه پاهاتم می کوبیدی زمین وای اینقدر بامزه شده بودی که نگو من و بابایی اینقدر بوست کردیم و چلوندیمت که نگو یعنی داری بزرگ می شی وای قربونت برم که دوست داشتی بمونه (تازه تو ماشین هر آهنگی که جنابعالی دوست داری ماهم باید گوش کنیم زورگو) و امروز داشتم ناخن هاتو می گرفتم و دونه دونه می ذاشتم رو بلوزم که گم نشه و بندازیمشون دور ........... دیدم داری به ناخن ها...
نویسنده :
مامانه بردیا
17:49




