خیلی خوشحالم ...........
پسر عزیزم نمی دونم چرا اینقدر خوشحالم ............. یه روزی که بزرگ شدی و تونستی درک کنی می فهمی که چرا اینقدر خوشحالم که تورو دارم از خدای مهربون که تورو به ما داد می خوام که همیشه تورو حفظ کنه برای ما و ما بتونیم همه کاری برات بکینم بردیا جونم وقتی بهت فکر می کنم خیلی حالم خوب می شه اینقدر که انگار بزرگترین خبر خوب دنیا رو بهم دادند ازت می خوام وقتی بزرگ شدی توام ما رو همین قدر دوست داشته باشی و همیشه کنار ما باشی و حرف مامانی و بابایی و رو خوب گوش بدی و بدونی که ما هیچ وقت دوست نداریم ناراحتی تورو ببینیم و همیشه مواظبتیم . آخیش چقدر دوست داشتم اینارو بهت می گفتم عزیزم نمی دونم چه جوری بدون تو تا الان زندگی می کردم ؟؟؟ خیلی...
نویسنده :
مامانه بردیا
19:40
کار بسیار عجیب از تو
امروز من وبابایی خواستیم یه مقدار راحت باشی و پوشک نداشته باشی که زیراندازت رو گذاشتیم رو زمین و یه شورت مردونه اسلیپ پات کردیم و من خواستم ازت عکس بگیرم که دیدم آقا بردیا تو 128 روزگیش داره غلت می زنه من که یه دفعه جیق کشیدمو بابایی رو صدا زدم ( بیا ببین این پسره خیلی پرورو تشریف داره اااا داره می چرخه ... ) وای عزیزم باورم نمی شه که همین جوری زود زود داری بزرگ می شی می ترسم زود دلم تنگ بشه برای این روزهات قربونت برم اینم از عکسهاش ...
نویسنده :
مامانه بردیا
2:19
بردیا در سرزمین جادوئی ............
سه شنبه 4بهمن تعطیل بود و من به سرم زد ازت عکس بگیرم ولی نه مثه همیشه عکس های معمولی خلاصه با بابایی به کمک همدیگه این بلاهارو سرت آوردیم و بقیش این عکسهایی که می بینی ........... اینم یه چندتا عکس کلاسیک از آقا بردیای 127 روزه ...
نویسنده :
مامانه بردیا
2:08
پسرم بهتر شده هوراااااااااا
بردیا خان تقریباً چند روزه که حالت خیلی بهتر شده منظورم همون ریفلاکسته الهی شکر همش دعا می کردم دلم می خواست زود خوب بشی تا بتونم یه خورده تکون تکونت بدم باهات بازی کنم آخیییییش دیگه می تونم الهیی همه نی نی های مثه تو زود خوب بشن چون واقعاً هم برای خودت سخت بود هم ما الان دلار 2200 تومن شده وسکه بهار آزادی 1 میلیون از هفته پیش تا الان سعودی رفته بالا قیمتاشون من وبابایی هم از ترسمون رفتیم چندتا کارتن شیرخشک خریدیم برات جووووووووووون یه وقته پشل ما گرسنه نمونه ............ دوستتت دارمممممممممممم ...
نویسنده :
مامانه بردیا
15:43
کدوتنبل
بردیا جونم امروز 1 قاشق کدو تنبل خوردی در حد تست ولی کلی خوشت اومدی آقا ............ از 26 دی هم مولتی ویتامین می خوری البته به زور از مزه و بوش خوشت نمیاد . دیشب خونه دائی مسعودت بودیم تولد دختر دائیت ساینا جون بود یه عالمه منو اذیت کردی نه می خوابیدی نه تو کریرت می موندی فقط تو بغل مامی بودی عشقم از سر و صدات می ترسیدی و می زدی زیر گریه عزیزم منم پنبه کردم تو گوشت تا صداهارو کمتر بشنوی اینجوری یه خورده خوابیدی لوس مامان ...... یه خبر بد : فردا واکسن داری واییییییییییییییییییییییییی ...
نویسنده :
مامانه بردیا
0:13
چند تا کار جدید
آخه پسر به این بلایی کی دیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه 1 ماهی هست تقریباً که همش می خوای از رو بالشت بلند بشی 20 سانتی بلند می شی ولی چند روز که دوتا دستاتو مشت می کنی و شونه هاتو می دی جلو و می خوای اوناروهم بلند کنی فکر کنم این جوری پیش بری چند وقت دیگه راه بری قربونت برم و اما کار دوم یه آوازی می خونی که سر من و بابایی و می بری مخصوصاً جلو تلویزیون الانم داری آواز می خونی : اییییییییییییی گیققققق گیقققق اااااااااا ییییییییی آآآآآآآآآآآ دوستت دارم خوانده پاپ من ...... دیشب من و بابایی بهت محل نمی دادیم آخه نمی خوابیدی ماهم خسته شده بودیم که یه دفعه دیدم تو بغل بابایی ایستاده خوابت برده و هی سرت میفته ماهم بدجنسی کردیم یه خورده ...
نویسنده :
مامانه بردیا
17:17





