دومین شب یلدای شازده پسرم بردیا
انار شیرین مامان دومین شب یلدات مبارک و دومین پاییز زندگیت هم تموم شد و شما گل پسرم بزرگتر شدی عزیزم شب یلدا خونه دایی مسعودینا بودیم با خاله هات خیلی خیلی خوش گذشت اینقدر شادی کردیم و خوراکی های خوشمزه خوردیم که نگو البته شما هم خوردی هندونه انار و بیشتر دوست داشتی . از کارهای جدیدت بگم که مثه من تلفن و میزاری رو شونت و ادای حرف زدن در میاری وای نمی دونی چقدر بامزه این کار و می کنی آخه از من یاد گرفتی تو کارهای خونه به من کمک می کنی البته بیشتر شبیه خرابکاریه تا کمک مثلا می گم بردیا این و بنداز آشغالی می ری پرتش می کنی پشت مبل یا تو مینی واشت تو آشپزخونه یا وقتی لباسشویی کارش تموم می شه می خوام پهنشون کنم تند ...
نویسنده :
مامانه بردیا
3:42








