به به
امروز جمعه 23 تیر 91 داشتیم صبحانه می خوردیم و به جنابعالی هم صبحانه می دادیم که شما تا ظرف صبحانت رو دیدی گفتی به به وای دیوونه شدم بردیا وقتی گفتی به به از یه طرف دلم گرفت که داری زود بزرگ می شی از یه طرف خوشحال که یه نفر که تمام زندگی من و باباییه از چند ماه دیگه به ما می گه مامان و بابا ..... دوستت داریم تا آخر جون
![]()
امروز روزهشتم مسابقه ست و شما 400 تا رای داری گلم انشالا توی زندگیت خیلی خیلی بالاتر از این ارقام باشی 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


به به
