مامانی مریض بود
روز 24 اردیبهشت بود که با بابایی و شما رفتیم دکتر برای چکاپ ماهیانت تو راه که داشتیم می رفتیم یه حشره رفت تو چشم من و کلی سوخت زود بابایی درش آورد ولی کار از کار گذشته بود و اوفونت کرده بود بود وقتی با بابایی رفتیم دکتر گفت اوفونت شدیده و تا 10 روز طول می کشه خوب بشه خلاصه کلی درد و سوزش داشتم تا چند روز پیش که تب و لرز هم بهش اضافه شد و سینوزیت هام چرک کرد و زد به گوش و گلوم دوبار رفتم زیر سرم و آنتی بیوتیک های قوی و عکس از ریه و سینوسهامو ..... تا دیشب که حالم یه مقدار بهتر شد و با تینا آخه اومده بود پیش ما و مواظب تو بود اومدیم خونشون شب خوابیدیم . وزن :9/100 قد : 66
و اما امروز صبح 3 خرداد 1391 وقتی که داشتم تو خونه دائی مسعودش بهش پوره می دادم متوجه شدم لثه ی سمت چپ پسرم شکاف خورده وقتی که با قاشق زدم روش تق تق صدا داد الهی قربون اون دندونه کوچولوت برم من مثه صدف می درخشه از تو لثت کلی همه جیق و داد کردیم و زود به بابایی و مامان مینو خبر دادیم .





مامانی مریض بود
