تولد 2 سالگی گل پسرم

شازده کوچولوی مامان و بابا 2 سالگیت مبارک .......

عزیز دلم 5 شنبه 28 شهریور 1392 دقیقا روز تولدت جشن بزرگ و باشکوهی با تم باب اسفنجی برات گرفتیم با حضور دوستان گلت همراه با پدر مادرهاشون و فامیل های عزیز : مامان مینو و دایی علی . مامان طاطا . عمه نیکا و عموسعید ، خاله مهناز و خانواده ، خاله مهتاب و خانواده ، دایی مسعود و خانواده ، دختر عمه بابایی با خانواده ، پسر خاله بابایی با خانواده ، دختر دایی های مامان مینو با خانواده . عمو یاسر و عمو مرتضی دوستهای بابایی . دوستانت : پارمین و پدر و مادرش ، رادین و پدر و مادرش ، نریمان و پدر و مادرش ، درسا و پدر و مادرش ، برسام و پدر و مادرش ، و وانیا و مادرش و همچنین خانم سحری و حسین دوستهای خاله مهتاب . حدودا 50 نفر مهمون داشتیم و کلی خوش گذشت به همه ، خیلی خوشحالم که تولد 2 سالگیت هم برگزار شد با حضور دوستهای گل تابستونی .....

تولد خونه خاله مهتاب جون برگزار شد من و شما از 4 شنبه رفتیم خونه خالخ مهتاب شب خوابیدیم چون خیلی کار داشتیم کلی غذا بود که باید درست می کردیم و تزئینات اتاق و دکوراسیون و غیره خدایی آقا بردیا خیلی کار انجام دادیم و شما هم کمک کردین به همراه دخترخاله های عزیزت که کلی زحمت کشیدن و از شما مراقبت کردن .
صبح 5 شنبه 7 صبح بلند شدی شما که تا 12 ظهر می خوابیدی من داشتم از خستگی و بی خوابی می مردم آخه 5 صبح خوابیده بودم وایییییی از دست تو .... ظهر بابایی اومد بردت خونه خودمون تا راحت بخوابی و سرحال باشی برای تولد منم ساعت 4 رفتم آرایشگاه وقتی برگشتم دیدم شمارو هم بابایی برده آرایشگاه کلی موهاتو خوشگل کرده بود .
اینم از عکسهای اون شب به یادموندنی :
(تزئینات کار مامانه ها )











اینم از گیفت دوستات 1 عدد تلفن باب اسفنجی :

اینم از کادوی مامان و بابا به شما آقا بردیا یه مینی کوپر خوشمل :

راستی الان 1 هفته ست که شیر خشک نمی خوری و شیر پاکتی می خوری عسلم ای جونم 2 هفته مونده بود به تولدت هم پستونک و ترک کردی هم شیر خشک و آخه گل پسرم مرد شده برای خودش .



تولد 2 سالگی گل پسرم
