بردیابردیا، تا این لحظه: 15 سال و 29 روز سن داره

برای پسرم بردیا

شام با خانواده بابایی

1392/5/8 18:29
نویسنده : مامانه بردیا
446 بازدید
اشتراک گذاری

شنبه 5مرداد بابا منصور و مامان طاطا و عمو نوید و دعوت کردیم شام رستوران مرکزی جمشیدیه ولی شما رو نبردیم چون واقعا نمی گذاشتی آب از گلومون پایین بره چه برسه به شام خیلی شیطونی آقا پسری .......

 

یه شام خوشمزه خوردیم و کلی حرف زدیم و خوش گذروندیم البته جـــــــــای شما هم خالی بود عشقم

 

 

                                

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان الینا
8 مرداد 92 18:34
اخ که می دونم چی میگی از وقتی الینا اومده ما هم عین تارک دنیاها برای ناهار و شام هیچ جا نمی ریم چون اصلا نمی فهیم چی می خوریم مضافا بر اینکه بقیه هم نمی فهمن!!!
ولی خب وقتی هم نیستن ادم واقعا دلش براشون تنگ میشه


مامان الینا جون واقعا بردیا اذیت می کنه خیلی شیطونه البته بچه های شیطون با هوشن انشالا خدا همه نی نی های شیطون و از بلا حفظ کنه عزیزم
خاله فریبا
8 مرداد 92 18:58
سلام دوست عزیزم من برای اولین بار در عمرم در یه مسابقه بنام نی نی شکمو شرکت کردم. کد انتخاباتیم 527 است که اگه لطف کنید به شماره 20008080200 پیامک کنید ممنون می شم. آرزو دارم برنده بشم. راستی حتما بهم سر بزنید خوشحال می شم. امیدوارم بتونم جبران کنم. Avisa1389.niniweblog.com
مامان بردیا
8 مرداد 92 19:22
عزیزم شما هم دایی علی داری؟بردیای منم یه دایی علی یکی یدونه داره


بله عاشق دایی علیشه .... چه جالب دوتاشون بردیا دوتاشونم دایی علی دارن خدا حفظشون کنه آمین
مامان بردیا
8 مرداد 92 19:22
مامانی زود پسملمونو ببر دریا دیگه


هههه چشم حتما بردیا جونو ببوس
زهرا-مامان رضا
9 مرداد 92 22:58
آخی
چرا بچمونو نبردی؟
با این عکسی هم که گذاشتی بیشتر دلم براش سوخت
راستی خانومی با اجازه لینکتون کردم


مرسی مامان رضا جون منم شمارو لینک کردم
مامان الینا
10 مرداد 92 14:28
عزیزم مرصی از محبتت با افتخار لینک شدی