مسافرت شمال (2) نوروز 1392
پسر عزیزم سال جدید رو با انرژی و شادی (البته دور از چشم بد و حسودا) شروع کردیم هفته دوم عید به پیشنهاد عمه بابایی رفتیم شمال سمت بابلسر عمه بابایی و شوهرش و دختر عمه بابایی هدیه با شوهرش و آرین کوچولو و نازی و دونفر از فامیلهای دیگه بابایی هم بودند خلاصه که خیلی خوش گذشت مخصوصا به شما و آرین کوچولو 4 روزی اونجا بودیم و به خاطر کار بابایی اومدیم تهران و 13 بدر و تهران بودیم با مامان مینواینا و خاله مهنازینا اون روز هم کلی خوش گذشت
اینم چندتا از عکسهای شمال دوستت دارم گل همیشه بهار من .......








خدایا می دونم اگه روزی 1000 مرتبه هم که ازت تشکر کنم بازم کمه به خاطر این هدیه هایی که به من دادی خدایا این خوشبختی رو این خانواده پاک و دوست داشتنی این جمع سه نفره ما رو این پدر مادرهای خوب و این خواهر برادرهای عزیز و این خواهرزاده و برادرزاده های گل رو هیچ وقت از من دور نکن و همیشه از چشم بد دورمون نگه دار مخصوصا اونایی که هیچ وقت نمی تونند خوشی دیگران رو ببینند و همیشه تو فکرها و اندیشه های بد هستند خدایا دوستت دارم خدایا ممنونم از بابت همه چیز ...........................



مسافرت شمال (2) نوروز 1392
